تهران باید هوشمندی سیاسی و انعطاف دیپلماتیک اتخاذ کند
دیپلماسی ایرانی |
کمیسیون مشترک برجام که روز جمعه ۷ تیرماه در وین و در سطح معاونان وزیر امور خارجه کشورهای 1+4 برگزار شد و با بیانیه ۹ مادهای به کار خود پایان داد. با توجه به نزدیک شدن پایان وعده ۶۰ روزه تهران و احتمال ورود به گام دوم در کاهش تعهدات هستهای، سطح و میزان تکاپوی سیاسی و دیپلماتیک تروئیکای اروپایی برای عدم اجرایی شدن این گام شدت یافته است؛ تلاشهایی که از نگاه تهران به هیچوجه کافی نبوده و اساسا متناسب با سطح انتظارات ایران نیست. در سایه شرایط حساس کنونی آیا نشست دیروز معاونین کمیسیون مشترک برجام و نشست احتمالی در سطح وزرای امور خارجه میتواند آخرین حضور و مذاکرات دیپلماتیک ایران و اعضای 1+4 در هتل پله کوبورگ وین باشد یا اینکه شرایط برای تداوم همکاریها بعد از ۱۸ تیر ماه وجود خواهد داشت؟ برای بررسی این مساله، گفتوگویی با علی بیگدلی، استاد دانشگاه، نویسنده، کارشناس مسائل بینالملل و پژوشگر حوزه امریکا و اروپا انجام شده که در ادامه آمده است.
در حالی که به روزهای پایانی ضرب الاجل ۶۰ روزه تهران نزدیک میشویم، از یک سو فعالیتهای دیپلماتیک کشورهای اروپایی به مقصد تهران با سفر هایکو ماس، وزیر امور خارجه آلمان، هلگا اشمید، معاون مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، امانوئل بن، مشاور ارشد مکرون و اندور موریسون، معاون وزیر امور خارجه انگلستان افزایش پیدا کرده است. در آن سو تهران نیز خود را مهیای عملیاتی شدن گام دوم کاهش تعهدات هستهای با افزایش سطح غنیسازی میکند که میتواند تلاش عملیاتی ایران برای خروج از برجام هم تلقی شود. در این میان روز جمعه در وین شاهد برگزاری نشست کمیسیون مشترک اعضای برجام در سطح معاونین وزرای امور خارجه بودیم که تلاشی برای حفظ مناسبات شکننده این روزهای تهران و قاره سبز به شمار میرود. با توجه به خروجی نشست دیروز، شرایط را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا برجام نفسهای آخر خود را میکشد یا با برخی وعدههای جدی و البته تکراری اروپا میتوان امید به حفظ توافق هستهای و عدم ورود تهران به گام دوم داشت؟
قبل از اینکه به نشست جمعه کمیسیون مشترک برجامی در وین بپردازم باز بر این نکته تاکید میکنم که جمهوری اسلامی ایران حتی المقدور نباید اجازه دهد که اروپاییها به حلقه ایالات متحده امریکا، اسراییل و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به خصوص عربستان سعودی و امارات متحده عربی بپیوندند. چون در این صورت اجماع جهانی علیه تهران به نهایت خود میرسد.
در خصوص نشست وین من معتقدم که اروپاییها باز از حربه اینستکس برای نگهداری تعهدات برجامی ایران و حفظ توافق هستهای استفاده کردند، اگرچه اینبار لحن اروپاییها در خصوص اینستکس و اجرایی کردن این ساز و کار مالی بسیار جدی بود، اما من معتقدم که نباید در خصوص عملیاتی شدن آن چندان امیدوار بود، چرا که اساساً شرایط عملیاتی شدن آن در بستر این میزان تحریمهای جدی ایالات متحده امریکا بسیار دور از واقعیت است. البته طبق مواضع سید عباس عراقچی، معاون سیاسی وزیر امور خارجه و نیز برخی گفتههای دیگر اعضا مانند خانمها هلگا اشمید قرار است سازوکار مالی اینستکس طی روزهای آتی اولین تراکنش مالی خود را انجام دهد، اما آنگونه که از گفتههای آقای عراقچی پیداست این میزان از تعهدات اروپاییها حتی در صورت عملیاتی شدن متناسب با سطح انتظارات تهران نیست، چرا که ایران روی مساله فروش نفت و اعطای یک خط ویژه اعتباری در سطح میلیارد دلاری بهشدت مُصر است. پس ایران اساساً تراکنش چند میلیون یورویی اینستکس برای تامین کالا و دارو را برای عدم ورود تهران به گام دوم برای افزایش سطح غنیسازی کافی نمیداند. لذا آماده کردن چند موسسه و بانک درجه سه اروپایی برای برخی مناسبات و تراکنشهای جزئی در سطح خرید کالا و دارو کار بسیار سخت و پیچیدهای نیست.
از این رو میان آن چیزی که مد نظر ایران است و آن چیزی که اکنون اروپاییها ادعای عملیاتی شدن آن را دارند، فاصله بسیار معناداری است. پس نشست اخیر وین عملاً وضعیت 50 روز اخیر بعد از 18 اردیبهشت ماه را تداوم بخشید. به عبارت دیگر نشست اخیر کمیسیون مشترک برجام، نه مناسبات تهران و قاره سبز را که به حالت شکننده رسیده است، بدتر کرد و نه توانست آن را از حالت بحرانی خارج کند.
در آن سو علاوه بر حرکات دیپلماتیک اروپاییها به مقصد تهران شاهدیم که امانوئل مکرون، رییسجمهور فرانسه 27 ژوئن (6 تیر) عنوان داشت در حاشیه اجلاس جی 20 در اوزاکای ژاپن با دونالد ترامپ برای برداشتن برخی از تحریمهای ایران در راستای کاهش تنش تهران – واشنگتن مذاکره خواهد کرد. آیا این دست اقدامات میتواند مناسبات حساس کنونی را تا اندازهای تعدیل بخشد؟
اساسا این دست مواضع و سخنان امانوئل مکرون با وجود اینکه مثبت و سازنده هستند، اما بیشتر شبیه به یک شوخی و جوک سیاسی است. چرا که دونالد ترامپ به هیچوجه حاضر نخواهد شد که تحریمهای خود علیه ایران را تعدیل بخشد. او راهبرد افزایش تحریم و فشار برای کشاندن ایران پای میز مذاکره را در دستور کار دارد. به گونهای که حتی کار به تحریم مقام معظم رهبری و وزیر امور خارجه هم کشیده شده است. از طرفی دیگر خود مکرون از جایگاه لازم برای چنین درخواستی از دونالد ترامپ برخوردار نیست، چرا که با توجه به میزان اختلاف نظر دو رییسجمهور بسیار بعید است دونالد ترامپ به خواسته مکرون پاسخ مثبت دهد؛ اگرچه تا به این لحظه هم خبری هم از این اتفاق و درخواست فرانسه از امریکا از نشست جی ۲۰ مخابره نشده است.
علاوه بر بیانیه ۹ مادهای نشست کمیسیون مشترک برجام قرار است طی روزهای آتی نشست وزرای امور خارجه اعضای توافق هستهای هم برگزار بشود. آیا از این نشست احتمالی میتوان شاهد خروج دستاوردی ملموس بود یا در سایه نکات شما، اختلاف نظر آن قدر جدی است که نمیتوان امیدی به بهبود و تعدیل شرایط داشت؟
اکنون وضعیت دچار یک ابهام و در عین حال پیچیدگی بسیار است. با وجود اینکه سطح انتظارات دو طرف از یکدیگر بسیار زیاد است، اما در عین حال، نه تهران و نه اروپا علاقهای به خروج از برجام و مرگ توافق هستهای ندارند. لذا از انجام اقداماتی که باعث این اتفاق بیفتد دوری خواهند گزید. اتفاقاً نزدیک شدن به 16 تیر شاهد هستیم که اروپاییها تحرکات دیپلماتیک خود را بهشدت افزایش دادهاند تا بتوانند مانع از مرگ بر جام شوند. ولی در مجموع من معتقدم که نشست آتی وزرای امور خارجه اعضای توافق هستهای هم میتواند چیزی به شبیه به نشست اخیر کمیسیون مشترک اعضای برجام در سطح معاونین وزرا باشد. چیزی که در این بین تعیینکننده خواهد بود اقدام تهران است. یعنی باید دید که جمهوری اسلامی ایران در قبال تعهدات برجامی خود تا قبل از 16 تیر چه واکنشی انجام خواهد داد؟
از نگاه شما و با توجه به نکاتی که اشاره شد آیا تهران باید به سمت عملیاتی شدن گام دوم در کاهش تعهدات هستهای خود که یقینا اقدام حساسیت برانگیزی است، پیش رود. چون شما به صراحت از فاصله جدی سطح انتظارات تهران و قاره سبز گفتید، یا اینکه مطرح کردن تهدید 16 تیر ماه به صورت یک تهدید لفظی از جانب ایران کفایت میکند؟
همانگونه که اشاره داشتم تهران حتیالمقدور باید بتواند اروپاییها را در جرگه اعضای برجامی نگه دارد. لذا منطقی آن است که شرایط را برای افزایش تهدیدات لفظی خود در خصوص کاهش تعادل هستهای انجام دهد، اما در عین حال با حداقل تعهدات اروپاییها خود را هماهنگ کند و در ادامه ایران به تدریج قاره سبز را وادار به افزایش و گسترش سطح تعهدات خود متناسب با انتظاراتش کند. البته در آنسو این احتمال هم وجود دارد که تهران در یک واکنش قاطع به سمت عملیاتی شدن گام دوم برای افزایش سطح غنیسازی پیش رود. بنابراین اگر چه لازم است که جمهوری اسلامی ایران در قبال یک سال تحریم و فشار ظالمانه و یک جانبه ایالات متحده امریکا واکنش لازم و قاطعی را از خود نشان دهد و نسبت به بدعهدیهای اروپاییها هم انتقادات جدی داشته باشد تا بتواند به حقوق برجامی خود دست پیدا کند. اما باید به حساسیت شرایط کنونی هم واقف باشیم .لذا ایران در یک حالت بلاتکلیفی و ابهام قرار دارد که، نه منطقی است بطور کامل از برجام خارج شود و نه سکوت کاملی هم در برابر فشارهای امریکا و بدعهدی اروپا داشته باشد. پس در این شرایط متناقض، تهران باید یک هوشمندی سیاسی و انعطاف دیپلماتیک را اتخاذ کند تا در بستر حداقلها به حداکثر انتظارات خود برسد. چون در غیر این صورت ممکن است ایالات متحده امریکا بتواند ائتلاف جهانی مدنظر خود علیه جمهوری اسلامی ایران را با ارجاع پرونده ما به شورای امنیت شکل دهد.
ولی بسیاری بر این باورند که چه پرونده ایران به شورای امنیت کشیده شود یا نشود، تاثیر چندان زیادی بر مناسبات و شرایط کنونی کشور، به خصوص در حوزه تجاری و اقتصادی نخواهد داشت. چون در حال حاضر کشور با سختترین تحریمهای ایالات متحده امریکا مواجه است، به گونهای که حتی کشورهای اروپایی هم در خصوص خرید نفت از ایران و گشایش اعتبارات بانکی هم نتوانستند کاری برای ایران انجام دهند. لذا ایران نمیتواند از یک سو متحمل فشارها و تحریمها باشد و از سوی دیگر خود را از حقوق هستهای محروم کند. پس تهران باید بعد از16 تیر ماه به سمت احقاق حقوق از دست رفته هستهای خود بعد از برجام گام بردارد. پاسخ و تحلیل شما به این دست مواضع چیست؟
من قبلا هم اشاره کردم که باید ایران یک واکنش جدی در قبال تحریمهای امریکا و بد عهدیهای اتحادیه اروپا انجام دهد، اما باید این اقدام و واکنش جدی ما در عین حال بسیار سنجیده و دقیق باشد و نسبت به تبعات آن آگاهی لازم را داشته باشیم. چون اگر پرونده دوباره به شورای امنیت ارجاع یابد مساله دیگر تحریمهای ایالات متحده امریکا نیست، بلکه با اجماع جهانی علیه تهران، شرایط به جایی خواهد رسید که علاوه بر ایالات متحده امریکا، تحریمهای شورای امنیت و اتحادیه اروپا دوباره علیه ایران اعمال خواهد شد؛ در آن صورت حتی منافع حداقلی برای گشایش مناسبات تجاری هم بسته خواهد شد. چون اکنون تنها شاهد تحریمهای امریکا علیه ایران هستیم و در این رابطه مخالفتهای جدی جهانی با اقدامات کاخ سفید وجود دارد. لذا از نظر حقوقی کشورها میتوانند تلاشهایی را برای ایجاد حداقل مناسبات تجاری با ایران داشته باشند. اما در صورتی که پرونده ما به شورای امنیت ارجاع پیدا کند، وضعیت بهشدت متفاوت خواهد بود.
از طرف دیگر ما نباید مساله را فقط در حوزه اقتصادی و تجاری ببینیم. اگر پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع پیدا کند و تهران به تذکر این شورا گوش ندهد، دوباره کشور به ذیل فصل ۷ منشور سازمان ملل خواهد رفت. در این صورت همه کشورهای عضو سازمان ملل، حتی روسیه و چین که اکنون از متحدین ما به شمار میروند هم به تبعیت از قطعنامههای شورای امنیت مجبور خواهند شد. اگر اجماع جهانی علیه ایران شکل بگیرد و شاهد بازگشت قطعنامهها و قرار گرفتن ایران در ذیل فصل 7 منشور سازمان ملل باشیم، آن گاه ما شاهد فشارهای متفاوتی از الان خواهیم بود. نباید وضعیت امروز ایران را با سال ۹۲ مقایسه کنیم. اکنون هیچ قطعنامهای علیه ایران وجود ندارد؛ سازمان ملل و شورای امنیت در نشستهای متعدد پشتیبانی جدی از ایران داشتهاند و اکنون ایالات متحده امریکا و به خصوص شخص دونالد ترامپ در یک انزوای جهانی قرار دارد. نباید با اقدامات حساسیت برانگیز خود وضعیت را برعکس کنیم و ایران را در انزوا قرار دهیم. اگر چه باید در قبال تحریمهای امریکا و بدعهدیهای اروپا هم واکنش جدی و البته منطقی داشته باشیم.