گفتمان دولت و سازهاي ناكوك در اقتصاد
در روزهايي كه ايرانيان شرايط خاصي را در هفتههاي پاياني سال و روزهاي منتهي به عيد از سر ميگذرانند و نوسانات پي در پي در نرخ ارز دورنماي پيش روي آنان را ملتهب ساخته است، توجه به اين واقعيت كه چه بايد كرد تا به ثبات و آرامش و قوام در بازارها رسيد، واجد اهميت ويژهاي است.
در روزهايي كه ايرانيان شرايط خاصي را در هفتههاي پاياني سال و روزهاي منتهي به عيد از سر ميگذرانند و نوسانات پي در پي در نرخ ارز دورنماي پيش روي آنان را ملتهب ساخته است، توجه به اين واقعيت كه چه بايد كرد تا به ثبات و آرامش و قوام در بازارها رسيد، واجد اهميت ويژهاي است. دولت چهاردهم اعلام كرده به اجماع نخبگاني متعهد است و تصميماتش را مبتني بر رويكردي كه كارشناسان هر حوزه اعلام ميكنند، اتخاذ ميكند. براي اين منظور دولت بايد افرادي را به كار بگمارد كه به ايده و گفتمان او مبتني بر توسعه هماهنگ هستند. اما در برخي موارد نگاه دولت در خصوص استفاده از همه ظرفيتها باعث شده افرادي در دستگاهها و ارگانهاي مختلف تصميمگير باشند كه اعتقادي به گفتمان دولت ندارند! اما ما همواره آزمودنيها و ناآزمودنيها را آزمودهايم و به تجربه و تحمل خسران هم از آنها درس نگرفتهايم. در حالي كه شكاف دولت و ملت در حال افزايش است تاكنون واكنشي به حل بحران اقتصادي و انرژي كشور و برنامهاي ارايه نشده است. ما نسخه پيشرفتهاي از سياست و مديريت سياسي نداريم (جز در چند سال در دورانهاي قبل) و عملا در حال اتلاف وقت و عمر جوانان و گذر نيروي كار از دوره جواني به ميانسالي هستيم و احتمالا ۲۰-۲۵ سال ديگر هم بحران بازنشستگي را در پيش داريم!
اصولا در دنياي سياست در هيچ جاي دنيا كشور حزب دوست و همسايه و برادر معني و موضوعيت ندارد. اين سرفصلي است كه فقط ما در دنياي سياست باب كرديم و تاوان سنگيني هم بابتش داديم. از آسيا و اروپا تا امريكا هميشه قدرت در اختيار حزبهاي رقيب بوده و حزب ديگر به نوعي نقش نظارتي و حاشيهاي داشته است و معمولا بعد از چهار سال بر اساس عملكرد دولت منتخب، در رقابتهاي انتخاباتي، دولت را نقد كرده و برنامههاي خود را ارايه ميدهد.
روش و استراتژي و برنامههاي حزب رقيب همواره اشتراكات كمي با دولت موجود دارد و اصولا دليل رقابت حزبها همين اختلافنظرشان است. همين پديده در مقياس كشوري، منطقهاي و فرامنطقهاي نيز صادق است و كشورها چيزي به نام برادري و دوستي و ... را به رسميت نميشناسند و اولويت اول امنيت و اقتصاد و بهطور كلي منافع كشورهاست كه تعيينكننده روابط آنها با ساير كشورهاست. اگر حكم بر برادري و همزباني و ... بود الان بايد تمام كشورهاي انگليسي زبان برادر يكديگر بودند، كشورهايي كه اسپانيايي صحبت ميكنند بايد يك اتحاديه میداشتند، حتي كشورهاي عربي هم در مجموع بر اساس منافعشان با يكديگر تعامل ميكنند، حتي ما هم خيري از عضويت در سازمان همكاريهاي اسلامي نديديم!
در كشور ما به جاي اينكه دولت صريح و بيپرده افراد مورد اعتماد و باتجربه و هماهنگ با استراتژيهاي خودش را به كار بگمارد و برنامههايشان را پيش ببرد موضوع وفاق ملي را مطرح كرده است و از اين رهگذر، برخي پستهاي كليدي را به افرادي از حزب مخالف سپرده است كه از قضا همان افراد در كار دولت اخلال ايجاد ميكنند و ساز مخالف ميزنند و نتيجهاش اتلاف وقت ملت و دولت شده است!
نمونه چنين رويكردي را در برخي حوزهها چون بانك مركزي و وزارت صمت ميتوان به عينه ديد. بانك مركزي با بورس موازيكاري ميكند خودش بازار موازي راه مياندازد، وزارت صمت مجوز فروش طلا ميدهد، جلوي خصوصيسازي خودرو گرفته ميشود و ...كتاب «چرا عقب ماندهايم» علي محمد ايزدي را بخوانيد و ببينيد اين مملكت بيش از ۲۰۰۰ سال است كه رنگ وفاق به خود نديده و همواره درگير بيثباتي و هرج و مرج بوده! اينكه از درون صداي واحد شنيده نميشود دليلش همين چندپارگيهاست، اگر واقعا به دنبال وفاق هستيم، وفاق بين دولت و مردم بايد شكل بگيرد و نه وفاق بين دولت و جناح رقيب!اين كار نامش وفاق نيست و اگر باعث آتوگيري و باجگيري و فساد نشود، حتما با تصميمات ناهماهنگ باعث ضرر و زيان ملت ميشود!اگر دنبال وفاق هستيم بايد وفاق ملت و دولت را كليد بزنيم و اعتماد عمومي به دولت را در همه زمينهها به دست آوريم و اين فاصله را كم كنيم، فاصلهاي كه در اقتصاد و فرهنگ و ... بهطور كل تمام زمينههاي مشترك اجتماعي به وجود آمده و كشور را به يك دوقطبي مطلق رسانده است!