فروردینهای جذاب بورس/ چرا فروردین، برای بازار سرمایه خوش یمن است؟
بررسی هفت فروردین اخیر نشان میدهد که به جز یک سال، عملکرد بورس قابل دفاع بوده است. آیا فروردین ۱۴۰۴ هم مسیر سالهای طلایی را تکرار خواهد کرد؟
به گزارش اقتصاد آنلاین، هر سال با فرارسیدن نوروز و آغاز سال نو، بسیاری از فعالان بازار سرمایه چشم به تابلوهای بورس میدوزند تا ببینند سال جدید با چه نَفَسی آغاز میشود.
فروردین اگرچه بهدلیل تعطیلات نیمهتعطیل است، اما به لحاظ روانی، آغازگر فضای تازهای در بازار است. بازاری که بسیاری امیدوارند سالی متفاوت و پررونقتر را تجربه کند. اما آیا در سالهای اخیر این امیدها در نخستین ماه سال به ثمر نشستهاند؟ بررسی عملکرد شاخص کل بورس از فروردین ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۲ نشان میدهد که این ماه گاهی سکوی پرتاب بورس بوده و گاهی هم آغازی متزلزل برای یک سال پرنوسان.
فروردین ۱۳۹۷ آرام و بیحاشیه آغاز شد. در آن مقطع، شاخص کل زیر مرز ۱۰۰ هزار واحد نوسان میکرد. دولت همچنان سیاست تثبیت ارزی را پیگیری میکرد و تحریمها بهطور رسمی بازنگشته بودند. با وجود این، زمزمههای خروج آمریکا از برجام در اردیبهشت همان سال، موجب شده بود که سرمایهگذاران در حالت «انتظار» باشند. فروردین آن سال با رشد ملایم شاخص همراه بود و بازدهی حدود منفی نیم درصدی ثبت شد. نه جهش چشمگیری رخ داد، نه ریزش نگرانکنندهای. نوعی حالت سکون و احتیاط بر بازار حاکم بود؛ بازتابی از فضای مبهم سیاست خارجی و وضعیت متغیر نرخ ارز در بازار آزاد.
اما یک سال بعد، شرایط بهکلی متفاوت بود. فروردین ۱۳۹۸ در فضایی ملتهب آغاز شد. بازگشت تحریمها، نوسانات شدید ارزی و تورم فزاینده، سبب شده بود سرمایهگذاران به دنبال حفظ ارزش داراییهای خود باشند. بورس، در غیاب گزینههای سودده دیگر، به یکی از جذابترین مقاصد سرمایه تبدیل شده بود. همین مسئله باعث شد شاخص کل در این ماه بیش از ۱۴ درصد رشد کند. یکی از بهترین عملکردهای فروردینماه در دهه اخیر رقم خورد. رشد قیمت دلار و افزایش سودآوری شرکتهای صادراتمحور بهویژه پتروشیمیها و فلزیها از عوامل اصلی این رشد بودند. بورس، در واقع، بازتابدهندهی انتظارات تورمی جامعه بود.
رشد یک ساله در یک ماه رقم خورد!
اما هیچ فروردینی مانند سال ۱۳۹۹ نبوده است. این سال آغازگر تاریخیترین صعود بازار سرمایه ایران بود. شاخص کل بورس در فروردین ۱۳۹۹ بیش از ۳۴ درصد رشد کرد. این عدد، در تاریخ بازار سرمایه بیسابقه بود. همزمان، ورود پول حقیقی به بازار بهشدت افزایش یافته بود و هزاران سرمایهگذار جدید، با تشویق رسانهها و سیگنالهای دولتی، وارد بورس شدند.
تزریق نقدینگی بیسابقه به اقتصاد، نرخ بهره پایین بانکی، رکود سایر بازارها مانند مسکن و خودرو و حمایت دولت از بازار برای فروش اوراق خود، همگی دست به دست هم دادند تا بورس در فروردین، نردبانی باشد برای صعودی تاریخی. صعودی که البته چند ماه بعد به سقوطی فرسایشی و بیبدیل بدل شد.
فرودین سیاه بازار سرمایه
سال بعد، یعنی فروردین ۱۴۰۰، با در ادامه ریزش تلخ تابستان ۹۹ آغاز شد. بیاعتمادی فراگیر شده بود و بسیاری از سرمایهگذاران خرد، متضرر شده بودند. شاخص کل در نخستین هفتههای فروردین تلاش کرد خود را بالا بکشد، اما موفق نبود. نوسانات روزانه شدید و نبود چشمانداز روشن از سیاستهای دولت آینده یعنی دولت سیزدهم، فضا را پرریسک کرده بود. بازدهی فروردین ۱۴۰۰ نهایتا با منفی ۷ درصد به کار خود پایان داد. بازار در شوک اعتماد ازدسترفته فرو رفته بود و روند صعودی پایداری شکل نگرفت.
فروردین ۱۴۰۱ اما بویی از احیای امیدها داشت. پس از یک سال رکود، شاخص کل در این ماه توانست حدود ۱۱ درصد رشد کند. اهالی بازار سرمایه که رکود یک سال و نیمه را کافی میدانستند، دست به خریدهای همهجانبه زده؛ به طوری که تقاضا به مراتب از عرضه پیشی گرفت. از طرفی، بانک مرکزی سیاست کنترل نرخ بهره را ادامه میداد و این موضوع موجب شد سرمایهگذاری در بورس مجددا بهعنوان گزینهای قابل تامل مطرح شود.
۱۴۰۲ میتوانست سال بورس باشد!
یکی از درخشانترین فروردین دهه اخیر متعلق به سال ۱۴۰۲ بود. شاخص کل در این ماه بیش از ۱۸ درصد رشد کرد و شاخص هموزن حتی جهشی ۳۰ درصدی داشت؛ به این معنا که برخلاف بسیاری از دورهها، نه فقط شرکتهای بزرگ، بلکه سهام کوچکتر هم رشد قابلتوجهی را تجربه کردند.
دلیل این رشد را باید در ترکیبی از عوامل جستوجو کرد؛ چشمانداز افزایش نرخ دلار، رشد انتظارات تورمی و البته سیاستهای انبساطی پولی که بهطور غیرمستقیم نقدینگی را به سمت بورس سوق دادند. فضای کلی اقتصاد کشور در بهار ۱۴۰۲، بازتابی از بیم و امیدهای متراکم بود؛ و بازار سرمایه توانست در این میان، پذیرای بخش مهمی از نقدینگی سرگردان شود. رشدی که میتوانست نویدبخش بازگشت رونق به بازار سرمایه باشد که البته با رسوایی اردیبهشت ماه متوقف شد.
فرودین ۱۴۰۳ نیز برای بازار سرمایه چندان بد به اتمام نرسید. بازار تحت تاثیر سیاست انقباضی بانک مرکزی یعنی نرخ بهره ۳۰ درصدی بود. این نرخ در واپسین روزهای سال ۱۴۰۲ رسمی شد و انتظاری جز بازتاب این سیاست در ماههای پس از آن نیز وجود نداشت. از سوی دیگر، دولت برای جبران کسری بودجه خود و پوشش بدهیهایش، دست به انتشار اوراق زد؛ اوراقی خارج از برنامه بودجه که قاعدتا بخشی زیادی از نقدینگی را به خارج از بازار سهام هدایت میکرد. با این حال بازدهی حدودا ۱ درصدی بازار سرمایه در فروردین ۱۴۰۳ نشان داد که تنها با اجرا سیاستهای سازنده، بورس میتوانست راه خود را پیدا کند.
در مجموع، اگر به این ۷ فروردینماه نگاه کنیم، درمییابیم که بورس در نخستین ماه سال بیشتر تابع «شرایط بیرونی» بوده تا عملکرد درونی شرکتها. از نرخ ارز گرفته تا سیاستهای پولی، از تحریمها تا ابهامات سیاسی، و از نرخ بهره تا انتظارات تورمی؛ همگی نقش اساسی در جهتگیری بازار در فروردینماه داشتهاند.
حتی میتوان گفت که تسویه شرکتها و حقوقیها و حتی برداشت نقدی مردم از بورس برای خریدهای شب عید خود در اسفندماه، به اتمام رسیده و بخشی از آن نقدینگی مجددا روانه بازار سرمایه میشود که بازدهی اینچنینی را رقم زده است.
با این تفاسیر انتظار میرود بازدهی بازار در فرودین ۱۴۰۴ نیز به مثابه سالهای گذشته، مثبت باشد. چرا که هم سالهای زیادی از رکود بازار میگذرد، هم زمزمههای از آغاز مذاکرات مجدد به گوش میرسد و هم سیاستهای بانک مرکزی به ضرر بازار نیستند.
باید منتظر ماند و دید که رو به روی «بازدهی بورس در فروردین ۱۴۰۴» چه عددی ثبت خواهد شد.
