
نفت ايران دوباره در چين غوغا ميكند!
درحالي كه تقويم جهان وارد ۲۰۲۵ شده و بازارهاي انرژي نفسنفس ميزنند، يك خبر آرام اما بسيار معنادار از شرق آسيا، ذهن تحليلگران را به خود مشغول كرده است؛ افزايش چشمگير واردات نفت چين از ايران. گويي اژدهاي زرد دوباره دهان گشوده و طلاي سياه پارسي را با ولعي دوچندان ميبلعد، اما اين افزايش واردات، فقط يك عدد در جدولهاي آماري نيست؛ پشت آن بازي پيچيدهاي از ژئوپليتيك، منافع اقتصادي، تحريمهاي شكننده و معادلات ديپلماتيك پنهان شده.
گلناز پرتوي مهر|
درحالي كه تقويم جهان وارد ۲۰۲۵ شده و بازارهاي انرژي نفسنفس ميزنند، يك خبر آرام اما بسيار معنادار از شرق آسيا، ذهن تحليلگران را به خود مشغول كرده است؛ افزايش چشمگير واردات نفت چين از ايران. گويي اژدهاي زرد دوباره دهان گشوده و طلاي سياه پارسي را با ولعي دوچندان ميبلعد، اما اين افزايش واردات، فقط يك عدد در جدولهاي آماري نيست؛ پشت آن بازي پيچيدهاي از ژئوپليتيك، منافع اقتصادي، تحريمهاي شكننده و معادلات ديپلماتيك پنهان شده. ايران و چين، حالا بيش از هر زمان ديگري، در يك پيوند راهبردي انرژيمحور قرار گرفتهاند. به گزارش «تعادل»، براساس دادههاي منتشر شده توسط منابع نيمهرسمي در آسيا، واردات نفت خام چين از ايران در سهماهه اول ۲۰۲۵ به بيش از ۱.۳ ميليون بشكه در روز رسيده؛ رقمي كه بالاترين ميزان در پنج سال اخير محسوب ميشود و رشد بيش از ۴۵ درصدي نسبت به مدت مشابه سال گذشته دارد.
اگرچه اين واردات، همچنان بخش عمدهاي به صورت «غيررسمي» يا از طريق واسطههاي شرقي مانند سنگاپور و مالزي انجام ميشود، اما منابع خبري نزديك به نهادهاي انرژي چين، از احتمال رسمي شدن برخي قراردادهاي بلندمدت با ايران تا پايان نيمه اول سال خبر ميدهند.
در شرايطي كه قيمت نفت در بازار جهاني با نوسانات شديدي همراه است، ايران تخفيفهايي تا سقف ۱۰ دلار در هر بشكه نسبت به برنت ارايه داده است؛ پيشنهادي كه براي پالايشگاههاي مستقل چيني يا به اصطلاح teapots، غيرقابل چشمپوشي است.
با توسعه فازهاي جديد پارس جنوبي و بازسازي ميادين غرب كارون، ظرفيت صادراتي ايران از مرز ۳.۵ ميليون بشكه در روز عبور كرده است. همين ظرفيت مازاد، ايران را به گزينهاي جذاب براي چين تبديل كرده است.
با وجود اينكه تحريمهاي امريكا عليه ايران به قوت خود باقي است، اما در عمل، سختگيريها نسبت به قبل كاهش يافته است. شركتهاي حملونقل و بيمه آسيايي، با چراغ خاموش وارد بازي شدهاند. چين به خوبي ميداند وابستگي بيشازحد به نفت خاورميانه، بهويژه عربستان و روسيه، ريسكهاي خاص خود را دارد. ايران، با موقعيت ژئوپليتيكي ويژه و سياستهاي ضدهژمونگرايانهاش، شريك خوبي براي اين استراتژي متنوعسازي است.
يكي از نكات جالب توجه در اين روند، سكوت رسمي دو كشور است. نه ايران بهطور مستقيم از آمار صادراتياش ميگويد، نه چين اشارهاي به مبدا برخي محمولهها ميكند. اما كشتيها، بنادر و شركتهاي واسطه، همه داستان را تعريف ميكنند. چين با استفاده از سيستم پرداخت تهاتري، بدهيهاي قديمي ايران را صاف ميكند و در عوض، نفت ميگيرد. برخي منابع نيز از استفاده از يوآن ديجيتال در اين معاملات خبر ميدهند؛ مسالهاي كه در صورت تثبيت، ميتواند دلار را يك گام ديگر به عقب براند. از سوي ديگر، ايران نيز با فرستادن نفت از طريق مسيرهاي فرعي -عمدتا از بنادر جنوب چين و با كشتيهاي بيپرچم- به نوعي تحريمها را دور ميزند؛ تاكتيكي كه سالها تمرينش را داشته است.
براي ايران، اين افزايش صادرات، منبع مهمي براي تامين ارز، احياي ظرفيت توليد و تزريق درآمد به بودجه است. دولت در لايحه ۱۴۰۴، سهم درآمدهاي نفتي را بر پايه فروش ۱.۵ ميليون بشكه در روز تنظيم كرده كه تحقق آن حالا محتملتر از هميشه به نظر ميرسد.
براي چين، نفت ارزان و قابل اطمينان، آنهم در دورهاي كه رشد اقتصادياش نيازمند انرژي فراوان است، يك مزيت رقابتي محسوب ميشود. افزايش صادرات نفت ايران به چين، پيام روشني براي رقباي منطقهاي دارد. عربستانسعودي كه بزرگترين تامينكننده نفت چين است، اكنون بايد خود را براي يك رقابت تمامعيار آماده كند. ازسوي ديگر، روسيه كه با تخفيفهاي بزرگ، بازار نفت آسيا را تصرف كرده بود، حالا بايد جاي خود را با ايران تقسيم كند. اين تحولات ميتواند نقشه انرژي شرق آسيا را دستخوش تغييرات عمدهاي كند. بهويژه اگر ايران موفق شود بخشي از صادرات خود را رسمي و پايدار سازد، ائتلافهاي سنتي انرژي با چالشهاي جديدي روبهرو خواهند شد. آنچه امروز شاهد آن هستيم، شايد فقط آغاز يك تغيير بزرگتر باشد. چين و ايران، در حال تعريف نوعي رابطه انرژيمحورِ نيمهرسمي با مزاياي راهبردي متقابلاند. رابطهاي كه در آن نفت، نقش سكوت را بازي ميكند اما صداهاي بلندي در سياست و اقتصاد جهاني دارد. اژدهاي تشنه، حالا از چشمه پارسي سيراب ميشود. اما آيا اين آب همچنان زلال و مداوم خواهد بود؟ يا در ميان راه، سيل سياستهاي جهاني، اين رودخانه را منحرف خواهد كرد؟ پاسخ اين پرسش، شايد در سطرهاي آينده تاريخ انرژي نوشته شود واردات نفت ايران به چين در مارس، افزايش يافت و به ركورد ۸.۰۷ ميليون تن معادل ۱.۹۱ ميليون بشكه در روز رسيد. دادههاي پلاتس نشان داد واردات نفت خام ايران به چين در ماه ميلادي گذشته، به ۱.۹۱ ميليون بشكه در روز رسيد كه ۱۱.۹درصد در مقايسه با ركورد قبلي ۱.۷۱ ميليون بشكه در روز در اوت سال ۲۰۲۴، افزايش داشت و همچنين ۱۹.۵درصد بالاتر از واردات ۱.۶ ميليون بشكه در روز در فوريه بود.
به گفته منابع آگاه، لجستيك بهبود يافته از جمله برداشت از ذخاير شناور در آبهاي مالزي و همچنين قيمتگذاري رقابتي در مقايسه با خوراكهاي جايگزين، در افزايش واردات نفت ايران به چين، نقش داشت.
با اين حال، تحليلگران بازار ميگويند روند واردات در آوريل به دليل اقدامات خصمانه امريكا در هفتههاي اخير، ممكن است تحت تاثير قرار بگيرد. درحاليكه برخي از پالايشگاههاي خصوصي، در بحبوحه تشديد ريسكهاي ژئوپليتيكي، رويكرد صبر و مشاهده را درپيش گرفتهاند، معاملهگران انتظار دارند واردات در آوريل به دليل قيمت رقابتي نفت ايران، بالا مانده و حدود هفت ميليون تن (۱.۷۱ ميليون بشكه در روز) باشد. يك منبع بازرگاني گفت: اگر محمولههاي نفت ايران همچنين اقتصاد بهتري نسبت به گزينههاي ديگر داشته باشند پالايشگاههاي خصوصي چين به خريد آنها ادامه ميدهند. به گفته منابع آگاه، ذخاير نفت شناور ايران در مالزي، كاهش يافته، زيرا حجم بيشتري به چين منتقل شده است. براساس گزارش پلاتس، معاملهگران گفتند: ذخاير شناور در مارس، ۴۲۶ هزار بشكه در روز بود كه طبق گزارش شركت كپلر، ۴۴ درصد كمتر از سطح ژانويه و فوريه بود زيرا انتقال به پالايشگاههاي خصوصي در شاندونگ چين، شتاب گرفت. بنا بر نظرسنجي «اساند پي گلوبال كاماديتي اينسايتس»، توليد نفت خام ايران منعطف آمد و به ۳.۲۳ ميليون بشكه در روز در فوريه رسيد كه اندكي بالاتر از ژانويه بود و از سپتامبر سال ۲۰۲۳، همچنان بالاي سه ميليون بشكه در روز مانده است.